السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )

62

ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )

على كلام قط كاسفى على هذا الكلام ان لا يكون امير المؤمنين بلغ منه حيث اراد » . ترجمهء خطبه شقشقيه هان ! به خدا قسم كه پسر ابو قحافه ( ابو بكر ) خلافت را همانند پيراهن به تن بپوشيد ، و حال آنكه خود بهتر مىدانست كه مقام من نسبت به احراز مقام خلافت مانند قطب نسبت به آسيا است . از كوهسار وجود من چشمه سارهاى معارف و علوم سيل آسا سرازير مىگردد و هيچ مرغ بلندپروازى به اوج قلهء بلند مرتبه شخصيت من نمىرسد . پس جامه به يغما رفته را رها نموده ، و از آن صرف نظر كردم ، و در كار خود انديشه مىنمودم كه آيا با دست كوتاه خود حمله برم يا بر تيرگى نابينائى ( ضلالت ) صبر و شكيبائى كنم ، صبرى كه بزرگسالان را نابود كرده و نوجوانان را پير و عصاگير نموده ، و مؤمن در آن ( بايد در راه خدا ) با كوشش جان بكند تا پروردگار خود را ملاقات كند . ديدم شكيبائى بهتر و به خرد نزديك‌تر است ، پس صبر كردم در حالى كه گويا در چشمم خار خليده و در گلويم استخوان مانده و ميراث خود را تاراج مىديدم تا اين كه اولى ( ابو بكر ) به راهى كه بايد برود رفت ، و خلافت را بعد از خود به آغوش فلان ( عمر بن خطاب ) انداخت . سپس آن حضرت تمثل به شعر اعشى نمود و فرمود : شتان ما يومى على كورها * و يوم حيّان اخى جابر ! فرقست بين اين دو روز ، يك روز سوارى و رنج هامون ، و يك روز دمسازى شاهان و بزم آنان . عجبا ! در همان اثناء كه ( ابو بكر ) در حيات خود از آن كناره گيرى